تاریخ زبان فارسی

حالتی که گربه و یوز و امثال آن بخود گیرند پیش از حمله بشکاری و آن گرد کردن تن و دوختن چشم به صید باشد. بسی شاه غافل ببازی نشست که دولت ببازی برفتش ز دست بسی گرد آمیغ خوبان مگرد که تن را کند سست و رخساره زرد. 1) لفظی است معرب پس پایک و آن دارویی است که به عربی اضراس الکلب و کثیرالارجل خوانند گویند اگر قدری از آن در شیر اندازند شیر را ببندد و شیر بسته را حل کند. ولی من هنوز این را نمیدانم که آیا در بدخشان تاجکستان، برای زبان شغنانی فرهنگی با حروف پارسی دری ساخته اند یا خیر، ولی فکر میکنم به خط سریلیک که همان حروف روسی است فرهنگ لغات این زبان را تدوین نموده اند، که من با تأسف آن را ندیده و نخوانده ام.

اما آنچه که من انجام دادم: با این نیاز که مردم شغنان زمین ما همه، با زبان پارسی آشنایی دارند و در مکتب هم این زبان را به صورت فنی آموخته اند، در عین زمان، با زبان عربی هم با قواعد و اصول آن آشنایی دارند، حال دیگر مشکلی وجود ندارد که از قواعد این دو زبان در امر املا نویسی زبان شغنانی استفاده شود. و در قسمت سوم دو جمله دیگر به عنوان مثال های تکمیلی را در جدول مطالعه می کنید. باشد و همهء آن سرزمین را انوشروان بهنگام آباد ساختن باب الابواب (دربند) آبادان ساخته است و آن را جزو ارمینیهء سوم شمرده اند.

دارویی است که آن را بسه نیز گویند و بتازی اکلیل الملک خوانند. در هر حال از میانه ی سدهی پنجم هجری، با نفوذ بیشتر زبان و سبک تازی در نوشتههای فارسی، هر دو سبک دری و پارسی که در سدهی چهارم متداول بود از رواج افتاد، بهویژه سبک دری، و به همین دلیل آثار آن نیز بیش از آثار سبک پارسی دستخوش نابودی گردید و بسیاری از واژههای مهجور آن که در سده ی چهارم به زبان فارسی راه یافته بود و نمونههای آن در لغت فرس اسدی دیده میشود، سپس تر در زبان فارسی کهنه شد و از کار افتاد.

بسیج راه کرد از هر دری راست.نظامی. انعام و بخششی که در راه خدا داده میشود. زمینی که در آن اکلیل الملک کشته و برداشته باشند پس از آن هرچه در آن بکارند نیکوتر باشد. دارویی است که به عربی اکلیل الملک خوانند. تشتیوان. بولوبودیون. فولوفودیون. چوبی است باریک اغبر، به سیاهی و سرخی گراید و شاخها دارد برسان کرمی که او را پایهای بسیار باشد. بیشتر دارد سترگی مهین بانوش خوانند از بزرگی.نظامی. 1 – کتیبه های دورهء ساسانی که بخطی مقتبس از خط آرامی ولی جدا از خط پارتی نوشته شده.2 – «کتابهای پهلوی» که بیشتر آنها آثار زردشتی است.

مخفف رستخیز است که محشر و قیامت باشد. و همچنین شدت وحدت تبلیغات شعوبیه و فعالیت زنادقه و ظهور بابک خرم دین و مازیار و افشین همه موجب و نیز حاصل انتباه حس ملی و یا لااقل بهانهء نهضت هائی شد که تا حدی پایهء استقلال جوئی ایرانی داشت و در واقع ایرانی ها خاصه شعوبیه از همان اوایل امر مسئلهء عرب و اسلام را از هم جدا کرده قبول اسلام را مستلزم قبول حکومت و سیادت عرب نشمردند.

آن حضرت بقصد اینکه ایشان را بکمین گاه دلیران کشاند و آن صید خون گرفته را بسر تیر رساند جنگی بگریز آغاز نموده کمیت برق تک را بسمت بسقو گرم عنان و یکران گران رکاب را تا ظاهر قلعهء قازما سبک جولان ساختند. منت برداری از ایشان به جای خود باقیست. بسقو کردن. رجوع به بسقو کردن شود. رجوع به بسفور و بسفورس شود. فی المواضع التی فوق البلاد التی یقال لها بسفورس.

فی تفسیر « عین المعانی » – که پنج گونه را در بر دارد. آنچه تازه و امسالین باشد طعم او را چندگونه است عذب با تلخی اندک و عفوصتی اندک و لختی طعم قرنفل دارد. البته پهلوی علمی با لهجات موسو م به «فهلوی» مرکز، غرب و جنوب ایران تفاوت جدی دارد. بنابراین در عین حال که سخنوران عموماً فرقی میان پارسی و دری و پارسیدری نگذاشتهاند و هر سه نام را بهجای یکدیگر به کار برده اند، ولی گاه نیز دری و پارسیدری را فارسی خراسان و پارسی را زبان همۀ ایران نامیدهاند، ولی در اینجا نیز همانگونه که اشاره شد، نه به عنوان دو زبان مستقل، بلکه به عنوان دو سبک از یک زبان واحد.

علاوه بروجودِ« اما و اگر » فراوان درفرض این نظر، و نبود سَند واقعی حتی درحد یک صفحه ( سنگ نوشته، حریرنوشته، چرم نوشته یا گِل نوشته: درقبل از اسلام در ایران کاغذ وجود نداشت )، ازلحاظ جامعه شناسی، مشكل تداوم تحولی وتاریخی زبان فارسی دری كنونی، ازپهلوی ساسانی ( و بواسطۀ پهلوی اشکانی از زبانِ هخامنشی ) را حل نمی كند زیرا آن زبان فارسی مورد ادعا درتیسفون، واقع دربین النهرین، بفرض اثبات درستی آن، زبانی درباری بوده است، همانند فرانسه دردربارتزارها، یاهمین زبان فارسی دری، در دربار کورَ- كانی- یان ( اُدبا، جهت اهانت: گورکانیان گفته اند! ) هند وامپراتوران عثمانی؛ وبالاخره بمانند لاتین درسراسراروپا، و زبان عربی درممالك غیرعرب، زبانِ مردم عادیِ شهرها و دهات اطراف ( دراین فرض تیسفون پایتخت ساسانیان ) نبوده است تا بعنوان زبان اجتماعی و مردمی بالندگی و حیات پویا و باروری داشته باشد و طبیعی است با سقوط تیسفون نیزعمر ادعائی آن درمرکزتمدن های ( سومری- اککدی / بابلی – آسوری – آرامی ) بین النهرین بپایان می رسد.

زبان پشتو پس از طی یک دورهء طولانی که نزد تحصیل کردگان در محاق بود در سالهای اخیر بیشتر در میان ملت افغان متداول و رایج شده و ادبیاتی پدید آورده است. همچنین در کارنامک ( بخش ۵ ، بند ١) صورت ماهیگ به معنی مادی آمده است. یدن (پسوند مصدری) رجوع به بسغده شود. ابا این بسغده دلیران کین.اسدی. 4) – مؤلف انجمن آرا پس از نقل از جهانگیری شرح مفصلی دربارهء سهو مؤلف جهانگیری دربارهء شعر فرخی که بعنوان شاهد برای بسغده آمده است، آورده و متذکر میگردد که از شعر، بسغده، شهر معروف سغد سمرقند مستفاد است و شعر فرخی در وصف رفتن سلطان محمود به سغد است، نه بسغده بمعنی آماده و مؤلف آنندراج مانند همه جا متن انجمن آرا را رونوشت و نقل کرده است.

خصم بی خبر، ناگاه به افراد مقیم در بسقو برمی خورد و دست و پای خود را گم کرده یا مغلوب میشد یا فرار میکرد. به عنوان مثال، برخی از افراد یادگیری لغت انگلیسی به تنهایی را ترجیح میدهند در حالی که برای برخی دیگر، یادگیری لغت در قالب جمله به حفظ آن کمک میکند. یکی از مجموعه های اختصاصی و بسیار کاربردی لغت در زبان انگلیسی مجموعه 4000 لغت ضروری است که در سال های اخیر جایگاه ویژه ای را در نزد اساتید و زبان آموزان پیدا کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید