دیکشنری و لغت نامه – دانلود رایگان نرم افزار

در این صورت، شما باید چیزی بیش تر از معانی کلمات را مطالعه کنید. یادگیری پیشوندها و پسوندهای رایج و مطالعه خانواده کلمات به شما کمک می کند تا قادر به ساخت واژگان با سرعت بیشتری باشید. ضمن صحبت ها برایشان گفتم که زبانشناس نیستم ولی گمان می کنم زبان پشتو ریشه ی فارسی دارد و ارتباطش با فارسی نزدیکتر از ارتباط اردو به فارسی است (گفته می شود بیش از شصت درصد واژگان زبان اردو -زبان مردم پاکستان و مسلمانان هند و درس خوانده های حوزه های دینی بنگلادش- فارسی است).

این فرهنگ لغت بانک کاملی از معنی کلمات فارسی موجود در لغت نامه دهخدا و معین است که حاوی تمامی واژگان فرهنگ لغت ارزشمند فارسی زبانان می باشد. برنامه شروع شد. حدود یک ساعتی که از برنامه گذشت به فکر افتادم برای اثبات گفته ام واژه های فارسی را که از شعرا می شنوم یادداشت کنم. البته فارسی تنها با گویش های محلی خراسان نیامیخته بود، بلکه این زبان در هر بخشی از ایران که نفوذ می کرد طبعا مقداری از واژه های زبان ها و گویش های آن جا را می گرفت که از این مقدار، تعدادی به وسیله ی مولفان آن سرزمین درون زبان فارسی نوشتار می شد که از آن باز تعدادی از راه همان آثار به فارسی نوشتار استاندارد راه می یافت.

در زمان هخامنشیان، با آنکه در کنار وحدت سیاسی و در زیر نفوذ آن، کم کم خودآگاهی به همبستگی ملی بیدار میگردید، ولی باز هنوز نمیتوان از وجود یک زبان رسمی فراگیر سخن گفت و زبان پارسی باستان، با آنکه از زمان داریوش بزرگ زبان نوشتار نیز شد، ولی نتوانست به عنوان زبان گفتار پا از قلمروی خود بیرون نهد. طبق این نظر مهدزبان دری مدائن بوده است و سپس بوسیله ٔ اطرافیان یزدگرد که پس از جنگ با اعراب به مرو رفتند در آنجا نشأت یافت و از مشرق ایران به نقاط دیگر نفوذ کرد.

که خواست ناصر خسرو از فارسی، فارسی دری خراسان است. چنان که تاریخ یونان گواه حکومت هایی است که در مناطق کوچک به نام دولت شهر یاد می گردیدند. پس با پای گرفتن فرمانروایی سامانیان، دری که زمانی نام زبان درگاه ساسانیان بود، اکنون نام زبان درگاه سامانیان، یعنی نام زبان مردم خراسان گشت، در برابرِ فارسی به عنوان زبان دیگر جاها، و به ویژه پس از آنکه فارسی خراسان به دلیل آمیختن با گویش های محلی، تفاوت هایی نیز با فارسی نقاط دیگر پیدا کرد، این اختلاف نام مجوز دیگری نیز یافت، چون واقعا بسیاری از این واژه های گویشی خراسان، برای سخنوران غیر خراسانی مهجور و نامفهوم بود.

پس از سقوط ساسانیان، زبان نوشتار نخست هنوز همان زبان پارسیگ (و تا حدودی پهلویگ) بود، چنان که بیشتر آثاری که از این زبان ها در دست است، تالیف یا نوپردازی هایی است از همین سده های نخستین هجری، ولی نام این زبان ها دیگر از پارسیگ و پهلویگ به پارسی و پهلوی تغییر یافته بود و از همین روست که ابن مقفع صورت معرّب آن ها را فارسی و فهلوی ثبت کرده است. در صورت لزوم برای هر واژه و یا عبارت چندین صفحه توضیح داده شده تا آن به نحو کامل به خواننده فهمانیده شود. فرهنگ سخن، 116 هزار مدخل دارد و اصلا یکی از ویژگی های این فرهنگ همین است که لغات علمی را متخصص های هر رشته شرح داده اند اصل فرهنگ سخن در 8 جلد است که نسخه 2 جلدی آن هم (با حذف نمونه های استفاده لغت در متون قدیمی) آماده شده.

الفنستن عادلانه میگوید: «او خود همانند مردمش از آفریدههای عالی خود قدردانی میکند»، مگر همزمان او اضافه میکند که آثار شاعر اکثراً خشن و غیر قابل تحمل و یکنواخت اند، مگر «اکثراً ملهم از روح شکست ناپذیر مؤلف میباشند.» عین ارزیابی را پسانها بیشترینه پژوهشگران اروپایی با یادآوری خلاقیتهای شاعر تذکر داده اند. و یا شاعر هم زمان او، قطران تبریزی همه ی امیران آذربایجان و اران را به فارسی مدیحه می سراید و یا عنصرالمعالی در همان زمان ها از گرگان به گنجه می رود و در آن جا با «امیر ابوالاسوار شدادی» به فارسی سخن می گوید. در هر حال به دلیل همین مشکلات مردم آذربایجان و دیگر نقاط ایران در دریافت واژه ها و اصطلاحات گویش های خراسان در شعر فارسی است که اسدی طوسی در همین زمان، لغت فرس را برای مردم اران و آذربایجان تالیف کرد.

اما واژه Polis در یونان تنها در برگیرنده ای شهر نبوده، بلکه به معنی قلعه(دژ) هم به کار رفته است، به دلیل این که در یونان شهر را به نام Asty یاد می کردند، و Polis قلعه ای بود که در نزدیکی Asty ساخته می شد؛ ولی بعدها مفهوم آن تغییر نمود و به معنی جامعه سیاسی آن را بکار بستند. این فارسی دری به دلیل واژه های گویشی آن، برای فارسی زبانان بیرون از خراسان دشوار و از این رو از دید عنصرالمعالی زبانی دور از شیوایی بود، همچنان که او پارسی مطلق، یعنی فارسی سره را نیز که به واژه ها و عبارات و امثال و حکم تازی آراسته نباشد، دور از شیوایی می داند.

این دو سبک، جز آن وجه تمایزی که از آن نام رفت، در سادگی و کوتاهی جملات و فقدان آرایش های لفظی و کمی واژه ها و عبارات و امثال و حکم تازی، وجه اشتراک دارند. به سخن دیگر، زبان فارسی سده ی چهارم هجری را می توان به دو سبک بخش کرد. ۷. برخی از زبان شناسان، زبان فارسی را به علت سادگی و رسیدگی بی مانند آن، شایسته ترین زبان برای یک زبان همگانی و جهانی می دانند نگاه کنید به : احمد کسروی، زبان پاک، چاپ چهارم، تهران ۲۵٣۶، ص ۶۴.

نویسنده این فرهنگ پزشک محمد معین و ناشر آن انتشارات امیرکبیر است اولین بار در سال 1350 پس از فوت پزشک محمد معین با همت پزشک جعفر شهیدی چاپ گردید. هر بار که به لغت جدیدی برمیخورید، آن را یادداشت کنید. مشاهده ی نتایج در مطرح ترین مراجع ترجمه و اطلس دنیا : این نرم افزار به شما امکان آن را می دهد تا دیکشنری ها و اطلس های قدرتمند و مطرح دنیا مانند English, French, German, Spanish, Italian, Portuguese, Japanese, Hebrew, Chinese (Traditional), Chinese (Simplified), Dutch, Russian, Korean, Turkish, Arabic, Farsi, Polish and Ukrainian را به راحتی در سیستم خود داشته باشید و با یک کلیک به این منابع گرانبها دست یابید .

بسجدهء مهتاب.خاقانی. آنجا که دست ماست درو حلقه زآن ماست وآنجا که پاي اوست سر و سجده زآنِ ماست. نرگس از شادي آن وعده کند سجده همی. ۶. هنینگ، همان جا، ص ۹۲، پی نویس ١، زبان فارسی را آمیخته ای از عناصر شمال باختری و جنوب باختری می داند و نه یک زبان جنوب باختری با واژه ها و ساخت های عاریتی از زبان شمال باختری. وقتیکه خوانندگان علت ظهور کلمات نا آشنا را جویا شدند ، ایجاد کنندگان این معضله ، سخن را به جای دیگر کشانیده، ده ها مسایل نفاق برانگیز را پیرامون مسایل ملی و حتی نام افغانستان در صفحات جراید شان انعکاس دادند، که هیچگونه ارتباط به سوال مطروحه نداشت (H) بناءً سوالات همچنان لاجواب ماندند و خوانندگان در مورد تعویض مقلدانۀ کلمات دچار اندیشه شده و علاقمندی آنها به مطالعۀ این نشریه ها کاهش یافت .

دیدگاهتان را بنویسید