لغت سال لغتنامه آکسفورد معرفی شد – ایسنا

بخش تحوّل زبان فارسی در کتاب زبان شناسی و زبان فارسی نیز از اشکال خالی نیست. این لغت و سایر لغات مرتبط با واکسن در اشکال مختلف و متنوعتری مورد استفاده قرار گرفتهاند، همچون: «واکسینهشده کامل» (fully vaxxed) و «کارت واکسن» (vax cards). خانلری در بخش «زبان و جامعه» نیز از این قبیل لغزش های لغوی برکنار نمی ماند و کلمۀ «تن» (ص 98) را در زمرۀ واژه های مشترک فارسی باستان عهد هخامنشی و فارسی امروزی به شمار می آورد؛ در حالی که این واژه نیز برابر مندرجات کتب لغت ترکی از قبیل: دیوان لغات التّرک و برخی کتب لغت ترکی معاصر، کلمه ای ترکی می باشد که به فارسی نیز راه یافته و مورد استفاده قرار گرفته است.

این در حالی است که «یاوه» نیز مانند « جادو» کلمه ای ترکی است و ترکی بودن آن مورد تأیید کتب لغت ترکی از قبیل: دیوان لغات التّرک کاشغری، صحاح العجم غازان، سنگلاخ میرزا مهدی خان استرآبادی، فرهنگ واژگان ترکی در زبان و ادبیّات فارسی عادل ارشادی فرد و آذربایجان دیلی نین یضاحلی لؤغتی ع . ص 91) «جادو» بر اساس مندرجات کتب لغت فارسی از قبیل برهان قاطع و فرهنگ عمید و کتب لغت ترکی از قبیل دیوان لغات التّرک محمود کاشغری، سنگلاخ میرزا مهدی خان استرآبادی و فرهنگ ترکی نوین اسماعیل هادی کلمه ای ترکی است که به عنوان واژۀ دخیل وارد زبان فارسی شده و مورد استفاده قرار گرفته است.

آنچه در باب دو کلمه مزبور گفته شده منحصر به خوی نیست و تقریباً همه جای آذربایجان همین معانی از این دو کلمه اراده می شود جز اینکه در برخی گویش ها اصطلاح «چایان» نیز ممکن است به جای عقرب عربی استعمال شود. به جز اینها او کلمات دیگری هم در این بخش می آورد و مدّعی می شود که آنها نیز در فارسی باستان بوده و اکنون نیز با اندک تغییری در فارسی امروزی کاربرد دارند.

این تلاش عبث در حالی اتّفاق می افتد که هیچ فارسی زبان یا فارسی خوانده ای قادر به قرائت و معنی کردن عبارت مذکور به فارسی امروزی نیست. دکتر خانلری در فصل «زبان و جامعه» هر گاه لازم می بیند زبان های رایج در ایران را نام ببرد، هیچگاه ترکی به یادش نمی افتد. این اظهار نظر او در فصل «زبان و جامعه» به هنگام گفتگو در بارۀ «متروک شدن کلمات» اتّفاق می افتد. پیشتر اشاره کردیم که ناسیونالیست ها و آذری بازان با جمع آوری نمونه هایی از اشعار و نثر گیلکی، تالشی، لری، کردی و فارسی دری و انتساب آنها به زبان موهوم آذری سعی در اثبات وجود کتابت و ایجاد آثار ادبی به زبان آذری در گذشته می کردند و اظهار امیدواری می کردند در آینده با یافته شدن نمونه های شعری و نثری بیشتر از زبان آذری، وجود این زبان در گذشتۀ آذربایجان در اذهان راسخ تر گردد.

گذشته از این روش عمومی کتب جغرافی عربی و فارسی قرون ماضی در بارۀ زبان ها بر مختصر گویی مبتنی بوده و زبان کتابت بودن و نبودن تأثیر چندانی در روش مختصر و مبهم گویی ایشان ایجاد نمی کرده است. این نویسنده هیچ اشاره ای به کلمات ادارای و دیوانی ترکی رایج در فارسی در گذشته و حال نمی کند و یک باری هم که وارد این حوزه می شود با ذکر تنها سه مثال از دو زبان ترکی و مغولی؛ وجود کلماتی از این دو زبان در فارسی را مربوط به گذشته می داند و مطلب را به گونه ای طرح می کند که گویی اکنون هیچ واژۀ ترکی در زبان فارسی رایج نیست.

نویسنده ی این فرهنگ دکتر محمد معین بوده و ناشر آن انتشارات امیرکبیر است. برخلاف فرهنگ لغت عمومی که شامل طیف گستردهای از کلمات در یک زبان است، فرهنگ لغت تخصصی فقط دارای کلماتی است که در یک موضوع یا رشته خاص مانند پزشکی، جغرافیا و… صحّت و سقم و اعتبار نوشته های این نویسنده در بخش مذکور موضوع سخن ما نیست. محمل اينكه «مبادا همزادش او را بشناسد و با خود ببرد.» چندان محتمل نيست و تفسير نویسنده است. از تركمني، عربي, تركي آذربايجاني و ترکی قشقائي نامي نميبرد، جز در صفحة 105 ـ 104 كه به اظهارنظر نادرستي در مورد اينكه «در زبان كنوني آذربايجان براي عقرب نامي وجود ندارد.» و اين جانور خطرناك را «آدي يامان» مينامند؛ يعني كه، «نامش زشت و نامبارك» است و اينكه در زبان جاري شهرستان خوي نيز «گرگ» نام ندارد و از ذكر نام او چندان پرهيز كرده اند كه فراموش شده است و اكنون آن حيوان را «قورت» مي خوانند كه به معني «كرم» است.

از ذکر نام او چندان پرهیز کرده اند که فراموش شده است و اکنون آن حیوان را «قورت» می خوانند که به معنی «کرم» است. درست شده اند. گواین كه كلمات ترکى دراین حرف از ( 3 % ) تجاوز نمی كند ولی با وجود این، لغاتی نظیر پرچم را به فارسى داده است. جدا از این مسئله خانلری می کوشد با تکیه بر کلمات به یادگار مانده از به زعم خود فارسی باستان، مقایسه ای بین آنها انجام داده و حکم یکسان بودن این کلمات بدهد و نشان دهد «Yauviya» همان «جوی»، «Yakare» همان «جگر»، «Yuta» همان «جدا»، «Yava» همان «جو» در زبان فارسی امروزی است.

نشان. (فرهنگستان ||). نورده ||. ٢٤ روزی كه فرهنگستان يكم تركيب های شهرداری، شهربانی، دارايی، دادگستری، بهداری، فرهنگ و آمار را به جای بلديّه، نظميّه، عدليّه، صحيّه، معارف و اوقاف و صنايع مستظزفه و احصائيّه پذيرفت و به مردم عرضه داشت، كهنه پرستان و عادت كردگان به نام هاي نابهنجار پيشين، برگزيدههای تازه را جدی نگرفتند و كار فرهنگستان را ريشخند كردند. پويندگان اين راه، بی آن كه تحليل و دريافتی ژرف و فراگير از انگيزههای واپس ماندگی جامعهی ايران و تيره روزی ايرانيان داشته باشند، همهی كاسه و كوزهها را بر سر نابهنجاری های زبان می شكستند و گمان می بردند كه با پالودن زبان فارسي از وامواژههاي عربی، يكباره درهای زندگانی نو و بهروزی و كامروایی به روی ايرانيان گشوده خواهد شد و ايران خواب زده و واپس مانده از كاروان پيشرفت و تمدن، يك شبه به جرگه ی كشورهای پيشرو جهان درخواهدآمد!

« در دوران استیلای مغول و تاتار اصطلاحات بسیاری از زبان های مغولی و ترکی در فارسی معمول شد که با سازمان اداری و حکومتی آن روزگار ارتباط داشت. کلمات «یاسا» به معنی قانون و مجازات قانونی و «تمغا» در معنی یک نوع مالیات صنفی و «تزوک» و مانند آنها از جملۀ کلماتی است که تنها در مطالعۀ تاریخ دوران مغول و تیمور و نوشته ها و آثار ادبی آن روزگار به آنها برمی خوریم و در فارسی امروز هیچ مورد استعمال ندارد. در ابتدای این بخش دکتر خانلری عبارتی از سنگ نوشته های منسوب به شاهان هخامنشی را که به ادّعای وی به زبان فارسی باستان است، می آورد و آنگاه با ذکر معنی فارسی آن عبارت, تغییرات حاصل شده در عبارت فارسی باستان و تبدیل آن به فارسی امروزی را توضیح می دهد تا با تکیه بر آن برای فارسی یک استمرار تاریخی از عهد هخامنشی تا روزگار حاضر ترسیم کند.

ص 93) خانلری در جایی که می کوشد به پرسشی در باب پیوسته بودن تحوّل در زبان ها پاسخ گوید و کلّی و همیشگی نبودن تبدیل صامت «ج» به «ی» در کلمات مشابه بین فارسی باستان و فارسی امروزی سخن گوید؛ مثال هایی از کلماتی که با صامت «ی» آغاز می شوند می آورد که «یاوه» نیز در میان آنها قرار دارد. همین اتّفاق در باب کلمۀ «یاوه» نیز رخ می دهد. البتّه او برای دوردست ها مشکل زیادی با کاربرد کلمۀ ترکی ندارد و مثلاً زمانی که از عادی بودن کثرت کلمات دخیل در زبان ها سخن می گوید؛ به زبان مردم آلبانی اشاره می کند و از وجود کلمات دخیل زبان های دیگر در آن سخن می راند؛ مشکلی برای اشاره به وجود کلمات ترکی در زبان مردم آلبانی نمی بیند، لیکن در ایران یا به قول سردمداران این نحلۀ فکری در حوزۀ تمدّنی ایران «ترکی» یک کلمۀ ممنوعه به شمار می آید.

در زبان فارسی تعداد زیادی کلمۀ ترکی وجود دارند که بر معانی ابزار و آلات دلالت می کنند. آنچه خانلری در این بخش می گوید معقول و پذیرفتنی است و در سایۀ همین حسّ ستایشی بود که تعداد بسیار زیادی لفظ عربی داخل زبان فارسی گردید و تا حدودی این زبان را از اصالت و استقلال خارج کرد. متداول شدن شمارۀ بسیاری از لغات عربی در فارسی نتیجۀ همین حس بوده است که طبقۀ دانشمند به حکم علاقۀ مذهبی لفظ عربی را شریفتر از معادل فارسی آن دانسته و برای خودنمائی در استعمال آن بجای کلمات معمول مبالغه کرده و کم کم طبقۀ عامه نیز به پیروی از آن گروه پرداخته است.

« اقتباس الفاظ غالباً با اخذ معانی آنها همراه است؛ یعنی، در حقیقت معنی تازه است که از دیگران اقتباس شده و به تبع آن لفظ اصلی نیز مورد قبول یافته است، امّا گاهی معنی و مصداق در زبان وجود داشته و تنها لفظ اصلی به لفظی بیگانه تبدیل شده است. چون گاه حرف «د» به «ت» و برعكس در تركي و نيز زبان فارسي تبديل ميشود و «آتسيز» به معني «بي اسب» است و اگر آن را «آدسيز» بخوانيم به معني «بينام» است و اين بدان سبب بوده كه بعدها نام آور شده و خود براي خويش نام خواهدگزيد و فرزند خصال خويشتن خواهدشد.

حتّی لغت نویس باستانگرایی چون دکترمحمّد معین نیز قادر به پنهان کردن این امر نیست؛ در حالیکه خانلری آن را فارسی دانسته، آنگاه در گوشه ای از تاریخ به دنبال معادل فارسی باستان آن می گردد. این امر در مواردی روی می دهد که ملّتی نسبت به ملّت دیگر در بعضی از امور حس ستایشی یافته باشد. تعفین بعضی دواها. (ناظم الاطباء). تقسیم کردن. (ناظم الاطباء). زبانهای ایرانی را معمولاً، بر حسب شباهت یا جدایی صوتی و دستوری و لغوی آنها، بدو دستهء عمدهء غربی و شرقی تقسیم میکنند. چنانکه مشاهده می-شود در این معرّفی و تقسیم بندی، زبان عمده و پرتکلّم ترکی به عنوان یکی از زبان های مهم مردم ایران جایگاهی ندارد و خانلری آشکارا ترکی را زبان مردم این در شمار نمی آورد.

دکترخانلری برای تأثیرگذاری عوامل اجتماعی در تحوّل لغات زبان سهم عمده ای قائل می گردد و این تأثیرات را در سه حوزۀ متروک شدن بعضی از کلمات، پیدایش لغات نو و تغییر معنا و مدلول بعضی از الفاظ قابل بررسی می داند. ولی خود واژه تمدن یک واژه نو میباشد که در قرن نوزدهم در ترکیه عثمانی ساخته شد. سوگند خورد بخدای و عیسی و انجیل و چلیپا که خاموش نباشم تا خون ابرهه نریزم و پای بر خاک یمن ننهم و سپاه را گرد کرد، خبر به ابرهه شد دانست که با وی بسنده نباشد و آن سپاه حبشه دل با وی دارند و با ملک خویش جنگ نکنند.

بعد از آن دانشگاه تهران این وظیفه را برعهده گرفت و چاپخانه دانشگاه به تنهایی عهده دار چاپ شد که هم اکنون هم ادامه دارد. تاریخ ایتالیا از قرن 5 قبل از میلاد تا قرن 5 بعد از همان تاریخ میباشد که امپراطوری روم است. هم به معني «گرگ» است و هم به معني «كرم خاكي» و معمولاً در مورد اخير «يئر قوردي» و نه «يئر قورتي» استعمال ميشود؛ يعني، «قوردي» كه متعلّق به زمين و خاك است. همینطور تعداد بسیاری کلمات درباری و دیوانی هم وجود دارند که در هزار سال گذشته کاربرد داشته اند. زمان درازی کهنترین کتاب افغانی اثر بایزید انصاری«خیرالبیان» از سال 1651 بود که امروز در کتابخانهء دولتی برلین نگهداری میشود.

دیدگاهتان را بنویسید