لغت نامه دهخدا حرف س (سین)

چون بخون خویشتن بستم سجل هر سرشکی را گوایی یافتم.عطار. قرار گرفتن. جایگزین شدن : چون صبح بدمید خوارزمشاه بر بالایی بایستاد. زبان دری بر خلاف پهلوی علمی ـ که به مصطلحات دینی، فلسفی و علمی زمان خود مجهز بود وقتی به عنوان زبان رسمی به صحنه آمد، به طور خود به خودی مصطلحات را بخشی از پهلوی و بخشی از عربی فرض کرد و چون رسم «هزوارش» و وامگیری از واژههای آرامی در پهلوی نیز سنت داشت، برای ایرانی مسلمان این کار، در شرایط تسلط دویست ساله اعراب بر ایران امری گاه ناگزیر و گاه طبیعی بود.

آن هم زبانی که زبان علم و دانش است و تا کاشغر که در چین امروزی قرار دارد، حضور علمی داشته و سعدی داستانی را از آن دیار در گلستانش می آورد که گویای این حقیقت است. زان دل بتو سپردم تا شغل من گزاری. این کلمات در شعر پاسداران فرهنگ مادری من نیست. اولین لغتنامههای نوشته شده به زبان عربی در دوره بین قرن هشتم و چهاردهم میلادی گردآوری و کلمات به ترتیب قافیه یا حروف الفبا قرار داده شد. گوگل ترنسلیت یک برنامه ترجمه انگلیسی به فارسی از روی عکس نیز می باشد که شما پس از اسکرین شات و یا انتخاب تصویر از گالری خود می توانید آن را به این برنامه اضافه کرده و ترجمه آن را خوانده و حتی بشنوید.

شنو پند، پس کار رفتن بسیچ. از پیچش کار خور بپیچد.نظامی. تعمیر هم یعنی چیزی را که خراب شده و کارآیی ندارد، مجدداً بازسازی کردن و به کار انداختن است که کارگاه یا تعمیرگاه واژه مناسب است با این تفاوت که کارگاه به معنای محل کار است و دایره اش وسیع تر از تعمیرگاه می باشد. ١٧ “سَره نويسان” كه با ديدن هر واژهی عربي تباری در نوشتارهای فارسي، خون پاك ايرانی شان به جوش می آيد و شتاب زده، جايگزينی “سَره / پاك” برای آن دست و پا مي كنند، آيا هيچ گاه انديشيدهاند كه تفاوت اين واژهها نه در تيره و تبار و وابستگي قومی شان، بلكه در زندگی و انديشه و احساس و عاطفه و دريافت گويندگان و نويسندگان آن ها در درازنای تاريخ و در پيچ و تاب هزاران آزمون تلخ و شيرين است؟

آنان متن هر گفتار يا نوشتاری را كه درسرشت زبانی خويش، پيكری است يكپارچه و دارای پيوند انداموار در ميان یكايك جزءهای خود با لايههای گوناگونش، تنها جمع عددی واژهها می دانند و متن را به گونهی “جدول كلمات متقاطع” ميبينند! واژهها در گذر تاریخ، دیگردیسی و تراش خوردگی را تجربه می­کند. وی از خاطرۀ این جنگها یاد گاری را در طرف چپ روی خود دارد که در اثر اصابت مرمی بوجود آمده است. آ. عثمانوف که در کار دو سیمینار افغانی در بارهء خوشحالخان اشتراک کرده بود در سال ۱۹۸۲ در کابل کتاب خوشحال ختک و مکتب ادبی اش را نشر کرد، که در آن تمام مواد پژوهش چندین سالهء خود را جمعبندی کرده بود.

اگر در محدوده انقلاب قصد خرید کتاب زبان به صورت حضوری یا اینترنتی را دارید، فروشگاه آنلاین کتاب لند آماده خدمات رسانی به شماست. بمعنی ساخته و آماده بود هرچه باشد از شغلها و کارها. اگر بیگانه است آیا سنایی که از واژه ” دانش” استفاده کرده بیگانه پرست است؟ برای این بررسی مقدماتی، ما از فرهنگ فارسى معین استفاده كرده ایم. هاله از یونانی، هالتر، هتل، هكتار، هلیكوپتر، هیدروژن، هیدرولیک از فرانسه و هندل از انگلیسی وارد زبان فارسى شدهاند. به عقیده مورخین در طول یک هزار سال قبل از میلاد در سرزمین های شرقی آریانا ملتها یا ملیتهای تشکیل شدند که به زبانهای داردی سخن میگفتند که از طرف گریرسن و دیگر محققین برای گروپی از زبانهای داردی اصطلاح پیشاچی قبول شده در منابع قدیم هندی نیز به همین نام به شمول زبان پشه یی امروز یاد شده است.

طول آن هفت فرسنگ در عرض سه فرسنگ. طولش هفت فرسنگ در عرض سه فرسنگ و علفزار عظیم دارد. تلفظ کلمات در ان با حروف لاتین نوشته شده (در بقیه فرهنگ ها با اعراب گذاری) و چیزهایی مثل واحدهای اندازه گیری یا لغات ای میل، اینترنت، رزمایش، همایش، اوراق مشارکت و بالگرد را که در لغتنامه های قدیمی نیست هم دارد عیب اصلی این فرهنگ این است که تعداد لغت هایش به نسبت بقیه خیلی کم (50 هزار مدخل) است. لذا خیلی از واژه ها را داریم که در ترکیب با ” گاه” معنای مفیدی ارائه می دهند و تعمیر یا کار نیز از همان کلمات است.

2. مولوی ابوالوفاقندهاری(متوفی1354ش) که پنجاه سال درحیدرآباد هند در مدرسه نظامیه دکن هند جنوبی مشغول تدریس بوده وفقه حنفی و کلام الهی را آموزش می داده است، چنانچه حبیبی می نوسد: «استاد دیگرمن مولوی ابوالوفای قندهاری بود که در هند جنوبی درمدرسه نظامیه دکن مقامی استادی فقه وقرائب کلامی الهی داشت ودرآن وقت درقندهار در مسجدخانوادگی ماسکونت می کرد وی مردی دانشمند وصاحب نظربود واز درس این استاد نیز درادبیات وعلم قرائت وکتبی که منتهیان می خواندند فوائد فراوان بردم» مرحوم ابوالوفا در تدوین دایرة المعارف نعمانیه نقش برجسته داشته است حتی رکن دائرة المعارف نعمانیه خوانده شده است. تهمتن برخش ستیزنده گفت که با کس مکوش و مشو نیز جفت.

در کنار ظهور افاده ها و لغات نا آشنا (برای افغان ها) از ایران ، کلمات و مصطلحات زبان های اروپائی نیزدر شمار زیادی از نشرات افغانی خارج کشور انعکاس یافتند که بکاربرد آن نا مؤجه و غیر ضروری میباشد . ذکر این نامها صرفن از جهت کار تحقیقی ادبی این آقایان است والا در میان آنان از دیدگاه سیاسی افرادی بودند که یا با استبداد خاندان پهلوی کنار آمدند و یا حتا به عمله جور بدل شدند. بسیار پیش می آید که ما پارسی زبانان معنی دقیق و یا منشا برخی از کلمات زبان خود را ندانیم و فقط از معنی لفظی آن ها در کاربردهای روزانه آگاه باشیم .

1) – در اقرب الموارد و متن اللغة فقط مصدر بس آمده و این معنی را در ذیل بسیسهء اسمی آورده اند. این واژه نیز، در اوستایی اوپائیری سئن، در پهلوی به گونه­ی اپارسن و در پارسی دری نو، به گونهی پارس در آمده است. 5. مدخلهای معرب و مصحف بهصورت اصلی آنها ارجاع داده شده است. 1) – شواهد بسیجیدن و بسیچیدن هر دو در این مدخل و مدخلهای بعدی یکجا آمده است.

تسلط طولانی شاهان مغلی در هند سبب شد که زبان دری در هند بیشتر مشحون از لغات و اصطلاحات رایج در ماوراءالنهر باشد. درنيم قاره هند ، زبان دری ابتدا بوسيلهً لشکر محمود غزنوی انتقال يافت. متاسفانه اين فضای بالنسبه مساعد هم با انتقال قدرت دولتی به تنظيم های جهادی در اپريل 1992 پايان يافت. در سالهای اخیر، بخاطر همگون سازی الفبا کوششهائی به راه افتاد. نوشتکین ولوالجی اگر بد کرد خود بسیجید آن راه بد را، و دید آنچه کرد.

دیدگاهتان را بنویسید